السيد الطباطبائي

198

مجموعه رسائل ( فارسى )

اول : آنچه به واسطه محمول ذاتى ديگر بر شىء حمل مىشود و همين‌طور تا آخر ، تا اين كه به محمول ديگرى منتهى شود كه اخذ آن در حد موضوع ممكن باشد . دوم : آنچه بدون وساطت محمول ديگر بر شىء حمل مىشود ، و اين قسم دوم « اولى » ناميده مىشود ، و چه بسا اين قسم با محمولات ديگر اشتباه شود . قانون شناسايى « اولى » اين است كه با فرض ارتفاع هر چيز ديگر ، اخذ موضوع و محمول در حد يكديگر ممكن باشد ، و اگر در اين حالت اتصاف موضوع به محمول امكان داشته باشد ، محمول « اولى » خواهد بود . و از اين‌جا تميز بين اولى و « غير اولى » ممكن مىگردد ، همان‌طور كه معلم اول نيز چنين گفته است كه : « هر گاه حكم با معانى مختلفى مقارن باشد ، و ارتفاع جميع معانى مگر يكى از آنها فرض شود ، سپس اين معناى واحد تبديل شود و آنچه كه با ثبوت آن حكم ثابت شود و با ارتفاع آن حكم مرتفع گردد ، آن « اولى » است . مانند تساوى زواياى سه گانه مثلث با دو قائمه ، كه ذاتى مطلق مثلث است و به واسطه مطلق مثلث بر مثلث متساوى الساقين ثابت مىشود . و مانند ثبوت حكم كلى بر جزئيات تحت كلى ( كه به واسطه ثبوت آن بر كلى انجام مىپذيرد ) . » « 1 » همان‌طور كه بيان كرده‌اند مىگوييم : از آن‌جا كه چنان است كه گفتيم ، و حمل اعم بر شىء قبل از حمل اخص بر آن است ، بنابراين برهانى كه حد اوسط آن خود به خود از حد اصغر آن اعم باشد . ابتدا برهان مطلوب اعم از نتيجه خواهد بود و سپس برهان بر نتيجه خواهد بود . مانند برهان تساوى زواياى داخلى مثلث با دو قائمه ، كه ابتدا برهان مطلق مثلث است و سپس برهان مثلث متساوى الساقين است ، مگر آن‌كه حد اوسط و حد اكبر با آنچه كه مساوى حد اصغر است مقيد گردد . سپس مىگوييم : از آن‌جا كه اخذ معروض عرض ( ذاتى ) در حد آن واجب است و اين اصل را فعلًا به عنوان مصادره مىپذيريم تا در آخر فصول مقاله چهارم اثبات

--> ( 1 ) . ارسطو ، انولوطيقا الاواخر ؛ 73 ب - 30 تا 35